منـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
امروز با مامانم رفتیم مدرسه میخواستم مدرسمو عوض کنم ولی میخواستم لباس فرم جدیدمون رو ببینم وقتی که رفتیم مدرسه وارد نمازخونه شدیم و خانوم واعظ میر رو دیدیم بعد لباس فرمو گرفتیم و اومدیم خونه وقتی که اومدیدم کورش تو بغل خاله سمانه بود و ذوق کرده بود و میخواست بیاد بغل من
راستی با مامانم پیاده رفتیم افرا /کاترپلار و یک کیف خیـــــــــــــــــــــــــــی خوشگل خریدیم
بعدا نوشت:
امروز ساعت 5 میان وعدم(شیر و نصف موز)رو خوردم و با بابام رفتیم کلاس زبان
ساعت 7:30(ده دقیقه پیش)با مامانم و کورش برگشتیم خونه و من بدو بدو اومدم سر لپ تاپ تا
قالب وبمو عوض کنم و مطلبی توش بنویسم
پس فردا(چهارشنبه)از ساعت 10 تا 11 صبح ورک شاپ(work shop)دارم که با بابام میرم
از ساعت5:30 تا 7 همون روز هم کلاس زبانــــــــــــــــــــــ
راستی من یه داداش کوچولو دارم اسمشم کورشه
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



منـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
